عبد الصبور شاهين ( مترجم : سيد حسين سيدى )
84
تاريخ القرآن ( تاريخ قرآن ) ( فارسى )
اين مبنا ، همان مبنايى است كه خاورشناسان ، انديشهءشان را در باب اين مسأله ، بر آن بنا كرده بودند . اكنون بگذاريم بلاشر رايش را در باب موضوعمان يعنى « قرائت به معنا » بيان دارد . او مىگويد : « در خلال دورهاى كه از بيعت على [ ع ] در سال 35 هجرى قمرى تابعيت خليفهء پنجم اموى ، عبد الملك ، در سال 65 هجرى قمرى آغاز مىشود ، تمايلات مختلفى وجود داشته كه تمامى رو در روى هم قرار داشتند . با وجود اين ، مصحف عثمان در تمام سرزمينها نفوذ خود را مىافزود ، چون پشتيبان آن ، كسانى بودند كه در تدوين آن ، مشاركت داشتند و پستهاى مهمى را در شام اشغال كرده بودند . شايد مقارن همين زمان ، بوده است كه نظريهء مشخصى پديد آمد كه دلالت بر اين داشت كه اقدام اصلاحى عثمان ضرورى بوده است . براى برخى از مؤمنان ، متن قرآن با حرفش مهم نبوده است بلكه روح قرآن مهم بود ، لذا انتخاب وجه قرائتى ( حرف ) در قرائتها كه بر ترادف محض مبتنى بود ، مسألهء چندان مهمى نبود و نگرانيى را بر نمىانگيخت . اين نظريه كه به آن « قرائت به معنا » اطلاق مىشود ، بدون شك از خطرناكترين نظريههاست چون تعيين متن قرآن و رواج آن به خواسته و ميل هر فردى متكى بود . چنين موضعى - با پذيرش اين امر كه با وحى صاحبان مصاحف مخالف نبوده است و بدعتى به شمار نمىآورد - بهترين چيزى است كه موضع طرفداران اين مصاحف را تقويت مىكرد و موجب استحكام موقعيت مصاحف متشتّت مىگرديد . با اين همه ، هر چه زمان مىگذشت و نژادهاى غير عرب در جامعهء اسلامى ادغام مىشدند ، وجوه مختلف قرائتى كه غير ارادى بود ، فزونى مىيافت تا جايى كه پارهاى از اين قرائتها ، بر اساس مصحف عثمانى ، شكل گرفته بودند » « 1 » .
--> قاسمى ، ج 12 ، ص 436 تا راى امام محمد عبده را ببينيد . در اين منبع مىبينيد كه ابن اسحاق مىگويد : اين حديث ساختهء زنادقه است و ابن حزم مىگويد : دروغ محض است على رغم همهء اينها ، قاضى عياض اين خبر را از حيث متن مورد نقد و بررسى قرار داده است . بنابر اين ردّ اين حديث از حيث سند و متن و پاك و منزه نمودن پيامبر ( ص ) از نسبتى كه در اين قطعهء ساختگى به او داده شد ، قطعى است . امّا چگونه بلاشر با همهء اينها ، - على رغم دانشى كه دارد - به اين حديث قانع شده است ؟ ! ( 1 ) رژى بلاشر ، درآمدى بر قرآن ، صص 69 - 70 [ رژى بلاشر ، در آستانهء قرآن ، ترجمان : محمود راميار ، صص 86 - 88 ] .